
سلام سلام سلام با يه کار جديد از محصولات رفتن به تهران و حال و هواي متروک اين کلان شهر نقد کنين لطفا چون من خودم اين کارو خيلي دوس دارمو يه کار عاشقانه ي ديگه که اونو هم بخونين بد نيس اونو هم دوس دارم
با بغض مي خونم رو شونه ي ترديد
بار سفر بسته تهران خداحافظ
تو شهر پرواز و تحريک مادر زاد
من مرغ تن خسته تهران خدا حافظ
لامبادو مي رقصم تا حس کنم مُردي
اين آخرين حکمه ارزش نداري تو
مردونه مي رقصي تا حس کنم هستي
تا حس کنم نبض شب زنده داريتو
رو برج آزادي با درد مي خونم
بارون اگه بارون ، ابرا اسيدين
اينجا غذا خونه ، اينجا خورش مرگه
پُک مي زنن ماهو، تا دکمه ي پيرهن
سر مي رم و بازم ، تو کافه مي شينم
کافه ، وليعصر، آبميوه ي نکتار
سوزن اگه زخم سطحيو بشناسه
شارگ اگه سوزن ، سوزن اگه سيگار
مردي بسوزونم من منتظر مي شم
چشماشو بسته اين مارکوپولو شاعر
من روبه روتم ،هي! شليک کن! يالا!
از ويترين بوتيک تو سينه ي عابر
چيزي نمونده تا اين بغض تکراري
تا ساعت تلخ اون خنده ي مضحک
اصلا بيا با هم ديوونه تر باشيم
تا عاشقم باشي من عاشقت مهلک
تنهام بذا رد شم از اين جنون مرگي
از شرب سُکر آور تهران خداحافظ
آغوشتو وا کن تا بوسه ي آخر
تا بوسه ي آخر تهران خدا حافظ
...و
صادق نبودن با تو اجحافه
بوي لجن مي دم توي دستات
تو از خطر کردن بدت مي آد
من شرم دارم فاسده باشم
حالا که چي؟ از من بدت مي آد؟!
راستي !يه زن تو موج چشماته
مي خواد منو از من بدزده مرد!
پارو بزن دريا حريفت نيس
پارو بزن پيش خودم بر گرد
شايد تو از اول خودت بودي
من گم شدم من اشتبا کردم
stopازما گذشته شيطنت ،
هم تو بدي هم من خطا کردم
من شرم دارم فاسده باشم
تو شرم داري عاشقم باشي
اين که خجالت نيس تشويشه
يه چيزي بين شرک و عيّاشي
ساده بگم بد جور جا خوردي
از بوسه هاي آبدار من
روي لبات ني مي زنم ، پاشو
اين انحنا کم بود مار من!
از روسري تا سرد انگشتام
حلقه بزن اين اوج انصافه
اين کوه اقيانوسه ، فتحش کن
صادق نبودن با تو اجحافه
ني مي زنم احساس مي خوابه
آروم بخواب و سر به را تر باش!
من قول مي دم فاسده باشم
اما فقط تو مرد آخر باش!
راستي !يه زن تو موج چشماته
مي خواد منو از من بدزده مرد!
پارو بزن دريا حريفت نيس
پارو بزن پيش خودم بر گرد
منتظر نقد و نظرتون هستم مرسي